
بطور كلي طبيعيترين شكل خانواده اين است كه هيچ عاملي جز مرگ نتواند پيوند زناشويي را بگسلد و ميان زن و شوهر جدايي بيفكند .
كوشش مصلحان جامعه ، مخصوصاً پيامبران خدا ، اين بوده است كه نظام خانواده ، يك نظام مستحكم و پايدار باشد و هيچ عاملي نتواند اين كانون سعادت را متلاشي گرداند . به هرحال خانواده خوشبخت نشانههايي دارد كه در اينجا به چند نمونه از آنها اشاره ميشود :
خوشبخت باشيد و سعادتمند
دليل اول:
مردها با اين احساس بزرگ مي شوند كه مسئوليت راست و درست كردن همه موارد با آن هاست.
همان گونه كه قبلا اشاره شد ، مردها در كودكي و هنگامي كه پسر بچه هاي كوچكي بيش نبودند ، چنين شرطي شده اند كه گويي مسئوليت همه موارد با آن هاست.
خب علي مواظب خواهرت باش و حواست باشه ، صد مه اي نبينه و به خودش آسيبي نزنه.
پسرم وقتي بزرك شدي قراره رئيس يه خانواده باشي.
پسرم پدرت به كمكت احتياج داره تا اون جعبه هاي سنگينو از ماشين به داخل خونه بياره.
پسر بچه هاي كوچكي كه اين جملات به آنان گفته مي شود با اين باور ناخوداگاه بزرگ مي شوند كه چنان چه مي خواهند يك مرد واقعي باشند.
مي بايست لايق و توانا باشند و مسئوليت مواظبت از زن زندگيشان با آن ها است.
آيا مردها احمق هستند يا شواليه؟
هنگامي كه از موردي ناراحت هستيد نزد نامزد يا همسرتان مي رويد. او عملا كلمه هايي كه شما بر زبان مي آورديد را نمي شنود او به من كمك كنيد مرا نجات دهيد كارها را برايم راست و درست كنيد را مي شنود به عنوان يك زن نياز داريد كه :
به شما اطمينان خاطر داده شود و دلداريتان بدهند در آغوشتان بگيرند ، به سخنانتان گوش فرا دهند ، آرامتان كنند و به شما اميد بدهند كه همه چيز درست مي شود .
اما آن چه در عمل نصيباتان مي گردد:
نصيحت بازجويي سخنراني و سرزنش به اين دليل كه ناراحت هستيد مي باشد.
شما مي خواهيد دوستتان بدارند اما آن ها برايتان استدلال باقي مي كنند . در حالي كه نياز داريد ؛ مادرانه از شما حمايت كنند اما آنها در حقتان پدري مي كنند.
دليل دوم:
دليل اين كه چرا هنگامي كه مردان از احساساتي شدن شما عصباني مي شوند ، اين است كه خود را مسئول درد و رنجتان مي دانند و چنان چه نتوانند ناراحتيتان را برطرف كنند ، احساس گناه خواهند كرد.
هنگامي كه مردي در د و رنج همسرش را مي بيند خود را سرزنش كرده و مسئول مي داند و به اين دليل كه با عث شديد احساس بدي نسبت به خودش پيدا كند از دستتان عصباني مي شود.
دليل سوم :
آيا تا بحال برايتان پيش آمده كه خواسته باشيد احساسات خودرا با همسرتان در ميان بگذاريد و او سعي كرده كه يا با عجله شما را از آن احساس بيرون كشيده و يا اين كه كاري بكند تا دست از آن برداريد؟ شما فقط مي خواهيد كمي گريه كنيد ، ولي او طوري برخورد مي كند، انگار شما دچار يك بيماري عصبي و يا رواني شده ايد.
مردها غالبا احساساتي برخورد كردن زن ها را با هيستريك اشتباه مي گيرند و فرض را براين مي گذارند كه وضعيت روحيتان خراب تر از آن است كه تصورش را مي كنيد آن ها مي ترسند مبادا هرگز دست از گريه برنداريد.
¤ هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت. (ضرب المثل آلماني)
¤ مردي كه به خاطر «پول» زن مي گيرد، به نوكري مي رود. (ضرب المثل فرانسوي)
¤ لياقت داماد، به قدرت بازوي اوست. (ضرب المثل چيني)
¤ زني سعادتمند است كه مطيع «شوهر» باشد. (ضرب المثل يوناني)
¤ زن عاقل با داماد «بي پول» خوب مي سازد. (ضرب المثل انگليسي)
¤ زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است. (ضرب المثل انگليسي)
¤ زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند دركلبه خرابه هم زندگي مي كنند. (ضرب المثل آلماني)
¤ داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بي لياقت. (ضرب المثل لهستاني)
¤ دختر عاقل، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي دهد. (ضرب المثل ايتاليايي)
¤ داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي. (ضرب المثل فرانسوي)
¤ در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن. (ضرب المثل آذربايجاني)
¤ براي يافتن زن مي ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كني. (ضرب المثل چيني)
¤ تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن. (ضرب المثل چيني)
¤ اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار. (ضرب المثل تركي)
سلام به خوانندگان و بازدیدکنندگان وبلاگم
خوب واقعا وقت نکردم که یه چند وقتی شده بروز نکردم باشه از این به بعد دوباره زود به زود مطلب جدید میزارم و بروز میکنم. باز هم دوباره ورود شما را به وبلاگم خوش امد میگم.
فنون برقراري ارتباط صحيح (ارتباطات کلامي)
بسياري از بگو مگوها و مشاجرات خانوادگي ناشي از درست صحبت نکردن و عدم توانايي در رساندن مفهوم و منظور افراد است.
در اين مقاله به بررسي 5 قانون ارتباطي اشاره خواهيم کرد :
براي کاستن از اين مشاجرات متخصصين آموزشهاي مهارتهاي ارتباطي، تدابيري براي برقراري ارتباط مناسب تدوين کردهاند که به خلاصهاي از آنها اشاره ميکنيم:
قانون ارتباطي 1:
به جاي «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنيد.
قانون ارتباطي 2:
تا جايي که امکان دارد از کلمات "هميشه و هرگز" استفاده نکنيد. مثل اينکه ميگوييد: "هيچوقت دست به سياه و سفيد نميزني" واژههاي "هرگز و هميشه" بيش از اندازه قدرتمند هستند و بيآنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگين ميسازند، از اين گذشته بسيار ضعيف هستند، زيرا به راحتي ميتوان در مقام تکذيب آن حرف زد، البته مردم وقتي از اين کلمات استفاده ميکنند، ميخواهند بگويند از اين موضوع به شدت ناراحت هستند و بيشتر قصد تاکيد دارند و ميخواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولي نميدانند کسي که فقط دو سه بار اشتباهي را مرتکب شده است چقدر از اين موضوع ناراحت ميشود.
قانون ارتباطي 3:
رشته کلام همسرتان را پاره نکنيد. در هنگام صحبت کردن بگذاريد همسرتان حرفش را کاملا بزند. زمانيکه صحبتش را قطع ميکنيد وي را عصباني ميکنيد و به او اين احساس را ميدهيد که کسي به حرف شما گوش نميکند و براي آن ارزشي قائل نيست. از آنجائيکه اجازه ندادهايد جملهاش تمام شود، ممکن است نتيجهگيري شتاب زده و غير واقعي بکنيد.
ممکن است هر چقدر تلاش کنيد نتوانيد اين رفتار خود را کنترل نمائيد در اين شرايط بهتر است بگوييد "نوبت صحبت به من هم بده زيرا به نظر ميرسد حرفهاي غير منصفانه ميزني ولي خوب ادامه بده" و يا اينکه بگوييد :"ميدانم نبايد صحبت را قطع کنم ولي ميخواهم بداني غير منصفانه قضاوت ميکني" در اين شرايط گوينده به اندازه ي کافي اعتراض خود را بيان ميکند و احساس خود را نيز مطرح ميسازد و در موقعيتي قرار ميگيرد که بتواند پايان سخن همسرش را بشنود. در عين حال اعتراض به اندازه ي کافي کوتاه است و طرف مقابل را عصباني نميکند و ميتواند به حرف زدن ادامه دهد.
قانون ارتباطي 4:
حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنيد "دانيل بيوايل"، يکي از متخصصين مهارتهاي ارتباطي ميگويد وقتي همسرتان سعي دارد احساسش را با شما در ميان بگذارد سعي کنيد سخن او را با عبارات خود خلاصه کنيد تا بدانيد منظور او را فهميدهايد و بعد از او سوال کنيد آيا درست ميگويم. در اين شرايط هر دو به حرفهاي يکديگر گوش فرا ميدهند.
قانون خلاصه کردن مبتني بر يک فراست مهم است و تلاشي است تا طرفين ازدواج وقتي حرفهاي يکديگر را خلاصه نميکنند آن را بفهمند. سعي کنيم از اين قانون سود ببريم و بپذيريم که گوش دادن به حرفهاي همسر از اهميت ويژهاي برخوردار است.
قانون ارتباطي 5:
از ذهن خواني پرهيز کنيد. ذهن خواني يکي از خطاهاي ارتباطي است، يعني شما برداشتهاي خود را به ديگران نسبت ميدهيد، تصور ميکنيد مردم چگونه فکر ميکنند، چه احساسي دارند و چه ميخواهند بکنند. ذهن خواني ميتواند کاملا تحريک کننده و خشم برانگيز باشد عباراتي از قبيل:
"تو ميخواستي مرا مجازات کني"
"تو دوستان مرا نميپسندي"
"تو از مسئوليت فرار ميکني"
ميخواستي کاري بکني که من احساس گناه بکنم"
عباراتي از اين قبيل ميتواند مانع گفتگوي منطقي شود. اشخاص دوست ندارند که ديگران درباره احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت ميکند و اين اتفاقي است که اغلب روي ميدهد. ذهن خواني ممکن است يک بيان ناقص باشد که از آن براي پي بردن به همه ي مطالب استفاده کنيد. توجه داشته باشيد که گاه "ذهن خواني" مبين ترس شماست که به شکل اظهار نظر درباره ي احساسات و انگيزههاي ديگران متجلي ميشود.