تبليغاتX
ورود بالای هیجده سال
24 نشانه براي يك خانواده خوشبخت

بطور كلي طبيعي‌ترين شكل خانواده ‌اين است كه هيچ عاملي جز مرگ نتواند پيوند زناشويي را بگسلد و ميان زن و شوهر جدايي بيفكند .

كوشش مصلحان جامعه ، مخصوصاً پيامبران خدا ، اين بوده است كه نظام خانواده ، يك نظام مستحكم و پايدار باشد و هيچ عاملي نتواند اين كانون سعادت را متلاشي گرداند . به هرحال خانواده خوشبخت نشانه‌هايي دارد كه در اينجا به چند نمونه از آنها اشاره مي‌شود :

1- در بين اعضاي خانواده جمله «به من چه يا به توچه» ردو بدل نمي‌شود ، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقي اعتقاد دارند و احساس مسؤوليت مي‌كنند .

2- افراد به يكديگر اعتماد دارند و از اين اعتماد سوء استفاده نمي‌كنند و اعتماد را يكي از پايدارترين ويژگي ازدواج موفق و خانواده موفق مي‌دانند .

3- تاجايي كه امكان دارد با هم هستند و در مهماني‌ها يا كارهاي مربوط به خانواده تنها نمي‌روند . همدلي ، همكاري ، همفكري ‌ هماهنگي را بقاي خانواده خوشبخت مي‌دانند.

4- باهم اتحاد دارند و در مسايل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم مي‌رسند و سعي مي‌كنند اگرسوء تفاهم به وجود آمد ، آن را در درون خود بدون اين‌كه كسي بفهمد حل كنند .

5- به سلايق و عقايد يكديگر آگاه بوده و به آنها احترام گذاشته و عمل مي‌كنند .

6- نسبت به هم شرم مسموم ندارند يعني خواسته‌هاي طبيعي خودشان را بدون نگراني يا خشونت ابراز مي‌كنند .

7- به حريم يكديگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمي‌روند .

8- نگران سلامت روحي و جسمي يكديگر بوده و از هم مراقبت مي‌كنند و چنانچه مشكلي بوجود آيد سعي وافر در حل مشكل را دارند .

9- در بيشتر اوقات لحظات خوشي را كه با يكديگر بوده‌اند مرور مي‌كنند ، دنبال خاطرات تلخ نيستند ، دوست دارند هميشه در خوشي ، شادي و نشاط زندگي كنند .

10- براي فاميل‌ها و همسايه‌هاي خود اهميت قائلند و پذيراي فاميل يكديگر هستند .

11- از امور مالي يكديگر خبر دارند و چيزي را از يكديگر پنهان نمي‌كنند ، صرفه‌جويي و پس‌انداز كردن جزء برنامه‌هاي اقتصادي خانواده‌هاي خوشبخت است .

12- براي رشد يكديگر تلاش كرده و زمينه پيشرفت خانواده را فراهم مي‌كنند .

13- افراد به هم افقي نگاه مي‌كنند نه عمودي ، يعني هيچ كس خود را برتر از ديگري و در مقام قدرت نمي‌بيند . ديكتاتوري ، زور و قدرت طلبي حاكم نيست .

14- همه اعضاء احساس برنده بودن ، موفق بودن ، اميد داشتن مي‌كنند و خودشان را در زندگي برنده مي‌دانند .

15- دركنار هم احساس امنيت و آرامش مي‌كنند نه ترس و اضطراب يا تنش و درگيري .

16- علاقه ، عشق ، محبت ، صفا و يكدلي خود را هم در رفتار و هم در گفتار به يكديگر ابراز مي‌كنند .

17- از يكديگر انتظار بيجا و توقع نامناسب ندارند .

18- اگر مشكلي پيش بيايد به راه ‌حل فكر مي‌كنند و به دنبال مقصر و گناهكار نمي‌گردند ، دست به علت‌يابي و ريشه‌يابي آن مشكل مي‌زنند و راه‌حل منطقي ارائه مي‌دهند .

19- هريك از طرفين پيوسته به فكر خوشحال كردن و راضي نگه‌داشتن يكديگر هستند .

20- زن و شوهر به خاطر همديگر زندگي مي‌كنند ، اول خود بعد ديگران ، زندگي آنها به خاطر بچه‌ها يا ترس از طلاق و حرف‌ مردم نيست .

21- زن و مرد مي‌توانند هرروز به دنياي اختصاصي يكديگر نزديك ‌تر شوند ، كار به مسايل خصوصي و زندگي ديگران ندارند .

22- با درخواست‌هاي يكديگر برخوردهاي مثبت و منطقي دارند .

23- زن و مرد در كنار يكديگر هستند نه رو در رو و رقيب يكديگر ، بلكه رفيق هم هستند و واكنش منفي از خود نشان نمي‌دهند .

24- خانواده‌هاي خوشبخت تلاش دارند كه بچه‌هاي خوب و خوشبختي نيز به جامعه تحويل دهند .

خوشبخت باشيد و سعادتمند

نوشته شده توسط مجید در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 14:17 | لینک ثابت |

چرا مردها از احساساتي بودن زن ها ناراحت ميشوند؟

دليل اول:

مردها با اين احساس بزرگ مي شوند كه مسئوليت راست و درست كردن همه موارد با آن هاست.
همان گونه كه قبلا اشاره شد ، مردها در كودكي و هنگامي كه پسر بچه هاي كوچكي بيش نبودند ، چنين شرطي شده اند كه گويي مسئوليت همه موارد با آن هاست.

خب علي مواظب خواهرت باش و حواست باشه ، صد مه اي نبينه و به خودش آسيبي نزنه.

پسرم وقتي بزرك شدي قراره رئيس يه خانواده باشي.

پسرم پدرت به كمكت احتياج داره تا اون جعبه هاي سنگينو از ماشين به داخل خونه بياره.

پسر بچه هاي كوچكي كه اين جملات به آنان گفته مي شود با اين باور ناخوداگاه بزرگ مي شوند كه چنان چه مي خواهند يك مرد واقعي باشند.

مي بايست لايق و توانا باشند و مسئوليت مواظبت از زن زندگيشان با آن ها است.

آيا مردها احمق هستند يا شواليه؟

هنگامي كه از موردي ناراحت هستيد نزد نامزد يا همسرتان مي رويد. او عملا كلمه هايي كه شما بر زبان مي آورديد را نمي شنود او به من كمك كنيد مرا نجات دهيد كارها را برايم راست و درست كنيد را مي شنود به عنوان يك زن نياز داريد كه :

به شما اطمينان خاطر داده شود و دلداريتان بدهند در آغوشتان بگيرند ، به سخنانتان گوش فرا دهند ، آرامتان كنند و به شما اميد بدهند كه همه چيز درست مي شود .

اما آن چه در عمل نصيباتان مي گردد:

نصيحت بازجويي سخنراني و سرزنش به اين دليل كه ناراحت هستيد مي باشد.

شما مي خواهيد دوستتان بدارند اما آن ها برايتان استدلال باقي مي كنند . در حالي كه نياز داريد ؛ مادرانه از شما حمايت كنند اما آنها در حقتان پدري مي كنند.

دليل دوم:

دليل اين كه چرا هنگامي كه مردان از احساساتي شدن شما عصباني مي شوند ، اين است كه خود را مسئول درد و رنجتان مي دانند و چنان چه نتوانند ناراحتيتان را برطرف كنند ، احساس گناه خواهند كرد.

هنگامي كه مردي در د و رنج همسرش را مي بيند خود را سرزنش كرده و مسئول مي داند و به اين دليل كه با عث شديد احساس بدي نسبت به خودش پيدا كند از دستتان عصباني مي شود.

دليل سوم :

آيا تا بحال برايتان پيش آمده كه خواسته باشيد احساسات خودرا با همسرتان در ميان بگذاريد و او سعي كرده كه يا با عجله شما را از آن احساس بيرون كشيده و يا اين كه كاري بكند تا دست از آن برداريد؟ شما فقط مي خواهيد كمي گريه كنيد ، ولي او طوري برخورد مي كند، انگار شما دچار يك بيماري عصبي و يا رواني شده ايد.

مردها غالبا احساساتي برخورد كردن زن ها را با هيستريك اشتباه مي گيرند و فرض را براين مي گذارند كه وضعيت روحيتان خراب تر از آن است كه تصورش را مي كنيد آن ها مي ترسند مبادا هرگز دست از گريه برنداريد.

 

نوشته شده توسط مجید در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 0:49 | لینک ثابت |

ازدواج از دید ضرب المثل

¤ هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت. (ضرب المثل آلماني)
¤ مردي كه به خاطر «پول» زن مي گيرد، به نوكري مي رود. (ضرب المثل فرانسوي)
¤ لياقت داماد، به قدرت بازوي اوست. (ضرب المثل چيني)
¤ زني سعادتمند است كه مطيع «شوهر» باشد. (ضرب المثل يوناني)
¤ زن عاقل با داماد «بي پول» خوب مي سازد. (ضرب المثل انگليسي)
¤ زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است. (ضرب المثل انگليسي)
¤ زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند دركلبه خرابه هم زندگي مي كنند. (ضرب المثل آلماني)
¤ داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بي لياقت. (ضرب المثل لهستاني)
¤ دختر عاقل، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي دهد. (ضرب المثل ايتاليايي)
¤ داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي. (ضرب المثل فرانسوي)
¤ در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن. (ضرب المثل آذربايجاني)
¤ براي يافتن زن مي ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كني. (ضرب المثل چيني)
¤ تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن. (ضرب المثل چيني)
¤ اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار. (ضرب المثل تركي)

نوشته شده توسط مجید در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 ساعت 21:5 | لینک ثابت |

قوانين طلايي ارتباط همسران

سلام به خوانندگان و بازدیدکنندگان وبلاگم

خوب واقعا وقت نکردم که یه چند وقتی شده بروز نکردم باشه از این به بعد دوباره زود به زود مطلب جدید میزارم و بروز میکنم. باز هم دوباره ورود شما را به وبلاگم خوش امد میگم.

فنون برقراري ارتباط صحيح (ارتباطات کلامي)

بسياري از بگو مگوها و مشاجرات خانوادگي ناشي از درست صحبت نکردن و عدم توانايي در رساندن مفهوم و منظور افراد است.
در اين مقاله به بررسي 5 قانون ارتباطي اشاره خواهيم کرد :

براي کاستن از اين مشاجرات متخصصين آموزش‌هاي مهارت‌هاي ارتباطي، تدابيري براي برقراري ارتباط مناسب تدوين کرده‌اند که به خلاصه‌اي از آنها اشاره مي‌کنيم:

قانون ارتباطي 1:

به جاي «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنيد.

قانون ارتباطي 2:

تا جايي که امکان دارد از کلمات "هميشه و هرگز" استفاده نکنيد. مثل اينکه مي‌گوييد: "هيچ‌وقت دست به سياه و سفيد نمي‌زني" واژه‌هاي "هرگز و هميشه" بيش از اندازه قدرتمند هستند و بي‌آنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگين مي‌سازند، از اين گذشته بسيار ضعيف هستند، زيرا به راحتي مي‌توان در مقام تکذيب آن حرف زد، البته مردم وقتي از اين کلمات استفاده مي‌کنند، مي‌خواهند بگويند از اين موضوع به شدت ناراحت هستند و بيشتر قصد تاکيد دارند و مي‌خواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولي نمي‌دانند کسي که فقط دو سه بار اشتباهي را مرتکب شده است چقدر از اين موضوع ناراحت مي‌شود.

قانون ارتباطي 3:

رشته‌ کلام همسرتان را پاره نکنيد. در هنگام صحبت کردن بگذاريد همسرتان حرفش را کاملا بزند. زماني‌که صحبتش را قطع مي‌کنيد وي را عصباني مي‌کنيد و به او اين احساس را مي‌دهيد که کسي به حرف شما گوش نمي‌کند و براي آن ارزشي قائل نيست. از آنجائيکه اجازه نداده‌ايد جمله‌اش تمام شود، ممکن است نتيجه‌گيري شتاب زده و غير واقعي بکنيد.
ممکن است هر چقدر تلاش کنيد نتوانيد اين رفتار خود را کنترل نمائيد در اين شرايط بهتر است بگوييد "نوبت صحبت به من هم بده زيرا به نظر مي‌رسد حرف‌هاي غير منصفانه مي‌زني ولي خوب ادامه بده" و يا اينکه بگوييد :"مي‌دانم نبايد صحبت را قطع کنم ولي مي‌خواهم بداني غير منصفانه قضاوت مي‌کني" در اين شرايط گوينده به اندازه ي کافي اعتراض خود را بيان مي‌کند و احساس خود را نيز مطرح مي‌سازد و در موقعيتي قرار مي‌گيرد که بتواند پايان سخن همسرش را بشنود. در عين حال اعتراض به اندازه ي کافي کوتاه است و طرف مقابل را عصباني نمي‌کند و مي‌تواند به حرف زدن ادامه دهد.
قانون ارتباطي 4:

حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنيد "دانيل بي‌وايل"، يکي از متخصصين مهارت‌هاي ارتباطي مي‌گويد وقتي همسرتان سعي دارد احساسش را با شما در ميان بگذارد سعي کنيد سخن او را با عبارات خود خلاصه کنيد تا بدانيد منظور او را فهميده‌ايد و بعد از او سوال کنيد آيا درست مي‌گويم. در اين شرايط هر دو به حرف‌هاي يکديگر گوش فرا مي‌دهند.
قانون خلاصه کردن مبتني بر يک فراست مهم است و تلاشي است تا طرفين ازدواج وقتي حرف‌هاي يکديگر را خلاصه نمي‌کنند آن را بفهمند. سعي کنيم از اين قانون سود ببريم و بپذيريم که گوش دادن به حرف‌هاي همسر از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.

قانون ارتباطي 5:

از ذهن خواني پرهيز کنيد. ذهن خواني يکي از خطاهاي ارتباطي است، يعني شما برداشت‌هاي خود را به ديگران نسبت مي‌دهيد، تصور مي‌کنيد مردم چگونه فکر مي‌کنند، چه احساسي دارند و چه مي‌خواهند بکنند. ذهن خواني مي‌تواند کاملا تحريک کننده و خشم برانگيز باشد عباراتي از قبيل:

"تو مي‌خواستي مرا مجازات کني"

"تو دوستان مرا نمي‌پسندي"

"تو از مسئوليت فرار مي‌کني"

مي‌خواستي کاري بکني که من احساس گناه بکنم"

عباراتي از اين قبيل مي‌تواند مانع گفتگوي منطقي شود. اشخاص دوست ندارند که ديگران درباره احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت مي‌کند و اين اتفاقي است که اغلب روي مي‌دهد. ذهن خواني ممکن است يک بيان ناقص باشد که از آن براي پي بردن به همه ي مطالب استفاده کنيد. توجه داشته باشيد که گاه "ذهن خواني" مبين ترس شماست که به شکل اظهار نظر درباره ي احساسات و انگيزه‌هاي ديگران متجلي مي‌شود.

نوشته شده توسط مجید در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 0:20 | لینک ثابت |

زندگی به روش امریکایی یا مکزیکی؟

يك تاجر آمريكايى نزديك يك روستاى مكزيكى ايستاده بود كه يك قايق كوچك ماهيگيرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود!

از مكزيكى پرسيد: چقدر طول كشيد كه اين چند تارو بگيرى؟

مكزيكى: مدت خيلى كمى!

آمريكايى: پس چرا بيشتر صبر نكردى تا بيشتر ماهى گيرت بياد؟

مكزيكى: چون همين تعداد هم براى سير كردن خانواده‌ام كافيه!

آمريكايى: اما بقيه وقتت رو چيكار ميكنى؟

مكزيكى: تا ديروقت ميخوابم! يك كم ماهيگيرى ميكنم! با بچه‌هام بازى ميكنم! با زنم خوش ميگذرونم! بعد ميرم تو دهكده ميچرخم! و باديدن طبيعت به فكر فرو مي روم و از اين همه نعمت غرق لذت ميشم. بعد با دوستام شروع ميكنيم به صحبت كردن و گپ زدن و كلي از زندگيمان لذت مي بريم! خلاصه مشغولم با اين نوع زندگى!

آمريكايى: من توي هاروارد درس خوندم و ميتونم كمكت كنم! تو بايد بيشتر ماهيگيرى بكنى! اونوقت ميتونى با پولش يك قايق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قايق ديگه هم بعدا اضافه ميكنى! اونوقت يك عالمه قايق براى ماهيگيرى دارى!

مكزيكى: خب! بعدش چى؟

آمريكايى: بجاى اينكه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقيما به مشترى ها ميدى و براى خودت كار و بار درست ميكنى... بعدش كارخونه راه ميندازى و به توليداتش نظارت ميكنى... اين دهكده كوچيك رو هم ترك ميكنى و ميرى مكزيكو سيتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نيويورك... اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم ميزنى...

مكزيكى: اما آقا! اينكار چقدر طول ميكشه؟

آمريكايى: پانزده تا بيست سال!

مكزيكى: اما بعدش چى آقا؟

آمريكايى: بهترين قسمت همينه! موقع مناسب كه گير اومد، ميرى و سهام شركتت رو به قيمت خيلى بالا ميفروشى! اينكار ميليونها دلار برات عايدى داره!

مكزيكى: ميليونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟

آمريكايى: اونوقت بازنشسته ميشى! ميرى به يك دهكده ساحلى كوچيك! جايى كه ميتونى تا ديروقت بخوابى! يك كم ماهيگيرى كنى! با بچه هات بازى كنى! با زنت خوش باشى! برى تو دهكده يچرخي! و باديدن طبيعت به فكر فرو بري و از اين همه نعمت غرق لذت بشي. بعد با دوستانت  صحبت كني و از زندگي لذت ببري.

نوشته شده توسط مجید در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 ساعت 12:25 | لینک ثابت |